حوادث چون روزها سپری می شوند.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
خانه » دانلود رمان » دانلود رمان ببار ای سپید از شکوفه شهبال
https://novelcafe.ir/wp-content/uploads/2018/10/@novel_cafe.gif
دانلود رمان ببار ای سپید از شکوفه شهبال

دانلود رمان ببار ای سپید از شکوفه شهبال

دانلود رمان ببار ای سپید از شکوفه شهبال

در این مطلب از سایت نایس رمان ، رمان ببار ای سپید را اماده کردیم.برای دانلود رمان ببار ای سپید از شکوفه شهبال در ادامه با ما باشید.

دانلود رمان ببار ای سپید از شکوفه شهبال

دانلود رمان ببار ای سپید از شکوفه شهبال

بخشی از رمان ببار ای سپید :

مرد چند لحظه‌ای به من نگاه کرد و خیره به او زل زدم. پس از آنکه سرش را چند بار پایین و بالا نمود، انبار را ترک کرد. داریوش که برای آوردن غذا بیرون رفته بود، با ظرفی حاوی یک بطری آب معدنی و یک عدد ساندویچ همبرگر، به داخل انبار آمد. سینی را مقابل من گذاشت:
_بیا بخور. الی مراقبش باش. غذاش رو باید بخوره.
و پس از گفتن این حرف، انبار را ترک کرد. المیرا پس از رفتن او، پیچ و تابی خورد و به طرف من آمد:
_دستات باز نمی‌شن. خودم می‌گیرم جلوی دهنت، کوفت کن!
تصویری که از المیرا می‌دیدم، تصویر واقعی او بود. همان عفریته‌ای که مادر بزرگم همیشه خطابش می‌کرد. همان دیو بدجنس! چقدر احمق بودم که زودتر از اینها به خباثتش پی نبرده بودم. چقدر اشتباه کرده بودم. با طناب پوسیده‌ی او به چاه افتاده بودم.
صدای دیگری در انباری نبود. سکوت باعث شده بود که صدای قدم‌های داریوش رساتر به گوشمان بیاید. باید یک فکری می‌کردم. المیرا چاقوی تیزی را زیر گلوی من گذاشته بود و ساندویچ را به طرف دهانم گرفت. به صدای پا گوش کردم. صدا دورتر و دورتر می‌شد. کس دیگری به جز المیرا در انبار نبود. پس از اینکه مطمئن شدم داریوش به حد کافی دور شده، باید نقشه‌ام را عملی می‌کردم. با امید غلبه بر او گفتم:
_خودت که می‌دونی، اینطوری نمی‌تونم غذا بخورم. باید دستم رو باز کنی.
المیرا گفت:
_خفه شو! غذات رو کوفت کن حوصله ندارم.

رمان ببار ای سپید بصورت انلاین می باشد.

برای خواندن رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/joinchat/AAAAAEfujJ8nKmfGFH94Yw

رمان های پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان بوی باران عطر خاطرات تو از نازان محمدی

دانلود رمان عاشقانه ای که برایم غیر ممکن بود

دانلود رمان تنها قدم نمی زنم از عسل سبکبار

دانلود رمان رز کبود از فهیمه رحیمی

باکس دانلود
    https://novelcafe.ir/wp-content/uploads/2018/10/@novel_cafe.gif

    
    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
    به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید اینستاگرام ناول کافه