دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آن ها را آشکار می کند.(آنتوان چخوف)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
خانه » دانلود رمان » دانلود رمان حماقت کوچک
https://novelcafe.ir/wp-content/uploads/2018/10/@novel_cafe.gif
دانلود رمان حماقت کوچک

دانلود رمان حماقت کوچک

دانلود رمان حماقت کوچک

درا ین مطلب از نایس رمان ، رمان حماقت کوچک را اماده کردیم.برای دانلود رمان حماقت کوچک به قلم مهتاب دوستی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان حماقت کوچک

دانلود رمان حماقت کوچک

نویسنده : مهتاب دوستی

ژانر : رمان عاشقانه

 

این رمان بصورت انلاین می باشد.

برای خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/joinchat/AAAAAEKU5OpuJIPvWuDcDA

 

بخشی از پارت اول رمان حماقت کوچک برای معرفی :

حلقه رو سر جاش گذاشتم و قبل از اینکه سامان مجبورم کنه دوباره طلافروشی ها رو دونه دونه بگردم،گفتم:

_من فکر کنم همین خوب باشه!
اندازه هم هست!

سامان یه نگاه به بقیه ی ست های حلقه انداخت و گفت:

_حالا بقیه رو هم ببین!
شاید یکی بهتر چشمتو بگیره!

به همون ستی که پوشیده بودم اشاره کردم و گفتم:

_همین خوبه!

قيمتشم گرچه بالا هست اما نسبت به اونايي که تو انتخاب کردی خیلی مناسبتره!

سامان از گوشه ی چشم بهم نگاه کرد و گفت:

_يجوري ملاحظه جیب منو میکنی انگار از اینام که شپش ته جیبم معلق میزنه!
باو سحر تو چقدر آخه خوبی!
دیگه اینقدرهم خوب نباش!

و بعد حلقه ی توی دستشو داخل جعبه اش گذاشتو رو به فروشنده گفت:

_ببخشید!
من فکر کنم باید قبل از خرید خانوممو یکم بیشتر توجیح کنم….

گله مند اسمش رو صدا زدم که دستم و گرفت و از طلا فروشی بیرون برد.

اون نق میزد که چرا همش سعی میکنم یه چیز ارزون بردارم و من تمام حواسم رفته بود پی بستنی فروشی ای که دو مغازه با طلافروشی فاصله داشت….

وقتی دید دنبالش به سمت ماشین نمیام ایستاد و چرخید سمتم.
رد نگاهمو دنبال کردو گفت:

_بازم بستنی??

از صبح که اومدیم بیرون تا حالا ده تا بستنی خوردی!

و بعد خودشو بهم رسوند و کنار گوشم با شیطنت گفت:

_میگم سحر نکنه حامله ای و خبر نداریم??

نگاهمو از ویترین و بستنی های رنگارنگ برداشتم و بعد از یه چشم غره ی ترسناک گفتم:

_نخیزم!
چون هوا گرمه من هوس کردم!

دستاشو تو جيباش فرو برد و با یه ناراحتی تصنعی گفت:

_آره

0

Summary :

برای رمان حماقت کوچک به قلم مهتاب دوستی چند ستاره میدی؟

باکس دانلود
    https://novelcafe.ir/wp-content/uploads/2018/10/@novel_cafe.gif

    تاکنون 26 نظر ثبت شده است.

    1. مطمئنید که شیطان مونث جلد سومشه؟؟؟؟؟!!!!اخه موضوعش فک کنم فرق داره/:

    2. سلام میشه ادرس کانالتونو بفرستتین اخه کانالی ک من دارم چند روز گذشته و هنوز قسمت ۲۶۶ رمان حماقت کوچک و نزاشتین. تو کانال هم چیزی ننوشتین ک گانال تغییر کرده یانه ممنون میشم اگ راهنمایی کنین

    3. سلام میشه ادرس سایت تلگرام و بزارین اخه کانالی ک من دارم چند روز گذشته و هنوز قسمت ۲۶۶ رمان حماقت کوچک و پیدا نکردم.تو کانالتونم چیزی ننوشتین ک کانالش تغییر کرده یانه. ممنون میشم اگ راهنمایی کنین

    4. سلام.رمانتون قشنگه. ولی خیلی دیر پارت میذارین .یادم میره.اینجوری از لذت رمان خوندم کم میشه.آدم کلافه میشه .

    5. لینکشو میشه بذارید؟

    6. من چطوری می تونم ادامه رمان حماقت کوچک و بخونم؟
      کانال تلگرامش که ناقص بود رمان!!!!
      خواهشا به من بگین چطوری بفهمم ادامش چی میشه

    7. من چطوری می تونم ادامه رمان حماقت کوچک و بخونم؟
      بعد که سحر و سامان تو زایشگاه همدیگرو دیدن دیگه بعدش چی شد
      خواهش میکنم جواب بدین

    8. سلام این رمان جلد سومی دارد یا همین طوری ناقص تمام میشود؟

    9. سلام ۹هزارتومن فایل رمان حماقت کوچک رو خریدم ولی چرا رمان‌کامل رو ندادین؟؟؟ چرا ننوشتین‌رمانتون ناقصه؟؟؟ کانال تلگرام داشت رایگان قسمت قسمت می نوشت،من پول دادم‌که تمام رمان رو کامل و زودتر داشته باشم. کی باید جواب منو بده؟؟؟؟

      • سلام
        برای ما اینطوری فرستاده شده رمانش
        ایدی تلگرام بدید براتون هزینه رو بازگشت بزنم

    10. سلام روزخوش،رمان حماقت کوچک پایانش خوش هست یا غمگین؟ یعنی سحر و سامان بهم برمیگردن؟ پارتی که امروز خوندم قسمتی بود که طلاق گرفته بودن. میخوام بدونم اگر غمگین کلا نخونم چون واقعا تاثیر میزاره…

    11. سلام چرااااا مثل خیلی از رمان ها فایل پی دی اف برای فروش نمیزارین

      آخه یه قسمت تو روز خیلی کمه 😌😌😭

    12. بعد از اتمام رمان لینک دانلود گذاشته میشه عایا؟

    13. بعد از اتمام رمان لینک دانلودش تو سایت گذاشته میشه؟

    14. چرا دانلود نمیتونم بکنم؟

    
    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
    به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید اینستاگرام ناول کافه