هر انسانی مرتکب اشتباه می شود ؛اما فقط انسان های احمق اشتباه خود را تکرار می کنند.(سیسرون)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۸
خانه » دانلود رمان » دانلود رمان عاشقانه ای که برایم غیر ممکن بود
https://novelcafe.ir/wp-content/uploads/2018/10/@novel_cafe.gif
دانلود رمان عاشقانه ای که برایم غیر ممکن بود

دانلود رمان عاشقانه ای که برایم غیر ممکن بود

دانلود رمان عاشقانه ای که برایم غیر ممکن بود

در این پست از سایت نایس رمان ، رمان عاشقانه ای که برایم غیر ممکن بود را آماده کردیم.برای دانلود رمان عاشقانه ای که برایم غیر ممکن بود در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان عاشقانه ای که برایم غیر ممکن بود

دانلود رمان عاشقانه ای که برایم غیر ممکن بود

بخشی از رمان عاشقانه ای که برایم غیر ممکن بود:

در دلش گفت:”منم می‌خوام که عذاب بکشی کثافت!”هنوز به او خیره شده بود:
-خیلی برام ناشناخته‌ای انگار که می‌شناسمت؛اما نمی‌شناسمت!دوست دارم خیلی راجع‌بهت ب…
اجازه نداد حرفش را تمام کند.تیرهایش کم‌کم رو به اتمام بود؛باید این را به هدف می‌زد؛بدون هیچ معطلی:
-پس واسه همین داشبورد ماشینم رو زیرورو کردی تا آتو یا مدرکی به دست بیاری؟
بر خلاف انتظارش شهاب خیلی رک و صریح “آره”ای گفت.لحظه‌ای تا می‌خواست ابروهایش از صراحتش بالا برود،سد راهشان شد؛دوست نداشت که نشان دهد که جا خورده است:
-تو که خودت رو معرفی نمی‌کنی؛حرفی نمی‌زنی،منم مجبور شدم اون کار رو بکنم..
تیر دیگرش را رها کرد:
-پس چرا اون‌شب با دادن اون شکلات‌ها بهم یه دستی زدی؟
صدای قورت دادن آب دهانش را شنید به چشمانش که با تاریکی هوای پیش رویش یکی شده بود،نگاه کرد:

رمان های پیشنهادی :

دانلود رمان مومیایی از پگاه

دانلود رمان تنها قدم نمی زنم از عسل سبکبار

دانلود رمان آشوب از رویا رستمی

دانلود رمان پاییز انفرادی از خاطره ق

-من همیشه یه پوکر باز قهارم؛همیشه باید یه برگ برنده داشته باشم؛هیچ‌وقت به کسی اعتماد ندارم؛برای همینه که تا الان روبروت وایسادم و دُم‌م به هیچ تله‌ای گیر نکرده!
تیر آخر را خلاص کرد.دست چپش را داخل جیب شلوارش برد.با ژست خاصی گفت:
-یک پوکر باز قهار،هیچ‌وقت از خودش تعریف نمی‌کنه تا رقیبش از اون قهارتر بشه!
چشمکی زد و چند ضربه آرام به روی شانه‌ش زد و دور شد.به در تراس که رسید،چشمانش را کمی بست.
سرش از این همه سرو کله زدن درد گرفته بود.مغزش؛به‌خصوص روانش استراحت و آرامش می‌خواست.زودتر باید از این خانه‌ که بوی هر چیزی به‌جز زندگی را می‌داد، دور می‌شد.آرامشش را فقط یک‌جا دوباره احیا می‌کرد؛آغوش پناهش!

برای خواندن رمان عاشقانه ای که برایم غیر ممکن بود در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/asheghanehgheirmomken

4/5 ( 1 بازدید )
باکس دانلود
    اشتراک گذاری مطلب

    راهنما

    https://novelcafe.ir/wp-content/uploads/2018/10/@novel_cafe.gif

    • انجمن ناول کافه انجمن ناول کافهhttps://forum.novelcafe.ir/
    • تایپ رمان تایپ رمان در انجمن ناول کافهhttps://forum.novelcafe.ir/forums/%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86.17/
    • دانلود رمان دانلود رمانhttps://novelcafe.ir/
    • انشا انشا پایه راهنمایی و متوسطهhttps://cafenomre.ir/category/%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%a7/
    • نمونه سوالات نمونه سوالاتhttps://cafenomre.ir/category/%d9%86%d9%85%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa/
    • جواب سوالات درسهایی از قران جواب سوالات درسهایی از قرانhttps://cafenomre.ir/category/%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa/%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a7%d9%86/
    • کافه نمره سایت درسیhttps://cafenomre.ir
    • دانلود رمان دانلود رمانhttps://romancafe.ir/
    
    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
    به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید اینستاگرام ناول کافه