مرد پارسی دروغ نگوید حتی بهنگام مرگ در جنگ (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۸
خانه » دانلود رمان انتقامی » دانلود رمان محاق
https://novelcafe.ir/wp-content/uploads/2018/10/@novel_cafe.gif
دانلود رمان محاق

دانلود رمان محاق

دانلود رمان محاق

در این پست از نایس رمان ، رمان محاق را آماده کردیم.برای دانلود رمان محاق به قلم سدنا بهزاد  به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

دانلود رمان محاق

دانلود رمان محاق

نام رمان: محاق

نام نویسنده: سدنا بهزاد

ژانر: جنایی، مافیایی، انتقامی، عاشقانه

زاویه دید: اول شخص مفرد

نثر: ادبی

محاق چیست؟

سه شب آخرماه که در آن روشنی ماه باطل می شود یا آخرشدگی، باریک شدگی ماه، سه شب آخر برج هر ماه که ماه ناپدید می شود. اصولا این رویداد در بیست و پنجم و ششم و هفتم رخ می دهد. در ادبیات عاشقان، محاق را معشوق پنهانی نیز نام می برند.

خلاصه رمان محاق :

یادم نمی آید دقیقاً از کجا شروع می شود؛ اما حالا یک مهماندار هواپیما بودم و کلی دغدغه غیر خرید سوغاتی های اتیکت دار داشتم. نقطه سقوط اتفاقات، آن جاست که نیمه های شب، با حمله چند مرد به خانه، شیب آرام زندگی ام پر از کلوخه هایی به نام ” گذشته” می شود. برای من ” ارکیده” تنها یک اسم نبود؛ ولی حالا که فراموشی افراطی ای گرفته ام، گذشته اش نخ کشم می شود. پدری که مُهر پدرانه اش خیلی وقت پیش باطل شده است، این بار، با رویی می آید که نهیب می زند! به من، به او، به زندگی ام! چشم هایم در مرز اشک می ایستند و دستی به زمختی یک مرد، قطره هایش را می گیرد؛ جلوتر می آید، بازی با محاق را به من یاد می دهد و من…

 

پارت اول رمان محاق :

یاد بگیر؛ از همه چیز بترسی، از عشق، از غذا، از خواب، از…
یک روز به دست همین ها خواهی مُرد، هی تو باید بترسی.
پرده را نکش، با توأم نفس بکش.
بترس! هجوم آلوده ی عشق تن ها را در تابوت می لرزاند.
عشق همه را می شِکند…
بی حوصله تر از آن هستم که خُرده خاطرات او را دوره کنم. چشم هایم را تنگ می کنم و دوباره نگاه می کنم.
با رخوت بالا پایینش را وجب می زنم. سَرِجمع شاید صد و نود کمتر قد داشته باشد، کلا زیادی نسناس و دیلاق است.
صدای پیامک گوشی ام موسیقی سکوت می شود. به صفحه گوشی،گوشه چشم نگاه کوتاهی می اندازم.

رمان های پیشنهادی :

دانلود رمان بازنده

دانلود رمان عروسی برای فروش

دانلود رمان عشق بی رحم به قلم رز آبی

دانلود رمان قصاص سارگل

اخمی پیش زمینه صورتم می شود و دهانم به پوزخند کج می شود.
عکس در دستم را روی میز پرت می کنم و پیام نیلوفر را می خوانم؛ “به جون خودت، به هیچی لب نزدم به خدا بچه ها گفتند؛ عروس کشون هم بریم، دیرشد. میشه تا قبل اومدنم هما رو سرم آوارنکنی؟”

دستم را عصبی روی لب هایم می کشم و صفحه پاسخ را باز می کنم؛ “ساعت یک شب، همایون جلوی دره. بنظرت چیکارمی تونم کنم؟”

و باز از پس پرده ی باد خورده، همایون تکیه به چارچوب در را می بینم.
وقتی بی مقدمه سرو کله اش پیدا می شود، من دقیقاً باید چه غلطی کنم؟
ماست مالی کردن هم حدی دارد،کل روز مرگی هایم را برایش فیلم کنم، او دست بردار این قضیه نمی شود.

رمان محاق بصورت انلاین می باشد.

برای خواندن رمان محاق در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/joinchat/AAAAAFdjBKNWQYmFEsjHlw

5/5 ( 1 بازدید )
باکس دانلود
    اشتراک گذاری مطلب

    راهنما

    https://novelcafe.ir/wp-content/uploads/2018/10/@novel_cafe.gif

    • انجمن ناول کافه انجمن ناول کافهhttps://forum.novelcafe.ir/
    • تایپ رمان تایپ رمان در انجمن ناول کافهhttps://forum.novelcafe.ir/forums/%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86.17/
    • دانلود رمان دانلود رمانhttps://novelcafe.ir/
    • انشا انشا پایه راهنمایی و متوسطهhttps://cafenomre.ir/category/%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%a7/
    • نمونه سوالات نمونه سوالاتhttps://cafenomre.ir/category/%d9%86%d9%85%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa/
    • جواب سوالات درسهایی از قران جواب سوالات درسهایی از قرانhttps://cafenomre.ir/category/%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa/%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a7%d9%86/
    • کافه نمره سایت درسیhttps://cafenomre.ir
    • دانلود رمان دانلود رمانhttps://romancafe.ir/
    
    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
    به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید اینستاگرام ناول کافه