دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آن ها را آشکار می کند.(آنتوان چخوف)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸
خانه » دانلود رمان » دانلود رمان گناه شیرین
https://novelcafe.ir/wp-content/uploads/2018/10/@novel_cafe.gif
دانلود رمان گناه شیرین

دانلود رمان گناه شیرین

دانلود رمان گناه شیرین

در این مطلب از نایس رمان ، رمان گناه شیرین را آماده کردیم.برای دانلود رمان گناه شیرین به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان گناه شیرین

دانلود رمان گناه شیرین

ژانر : رمان عاشقانه

 

این رمان بدلیل صحنه دار بودن روی سایت قرار نمیگیرد

 

رمان های پیشنهادی :

رمان آغوش ممنوعه

رمان سایه نفرت

رمان تکرار آغوش

رمان عروس خونبس

رمان عاشقی در جوار شیطان

 

بخشی از رمان گناه شیرین برای معرفی :

بعداز اینکه رسیدم خونه مشغول کمک کردن به مامان شدم

بالاخره مامان رضایت داد و وقتی دست از سرم برداشت راهی اتاقم شدم،گوشیمو چک کردم یکی از دوست پسرای قبلیم بهم اس‌ام‌اس داده بود بدون اینکه بخونم حذفش کردم و حوله بدست وارد حموم شدم

اب سرد باعث میشد تا همه افکارم ازهم باز بشن و دور بشن!
جوری که دیگه به هیچ چیز دیگه فکر نمیکردم و فقط خودم بودمو خودم!
بعد یه طولانی که خستگیم رو در کرد حوله تن پوشمو پوشیدم و نشستم جلوی میز ارایشم

کمی لوسیون برداشتم و زدم به بدنم

پیراهن کوتاه ابی رنگی پوشیدم با یه ساپورت مشکی،حوصله ارایش کردن نداشتم موهامو با سشوار خشک کردم و بالای سرم جمع کردم
عطرم رو کمی به گردن و مچ دستام زدم و از اتاقم خارج شدم.

با دیدن سینا داداشم لبخند بزرگی زدم و پریدم بغلش
دستاشو دورم حلقه کرد و گفت:
“چطوری توله؟خیلی وقته ندیدمتا همش یا شرکتی شباهم که میای یچیز تنهایی میخوری و بعدش خواب! خودتو انقدر خسته نکن عزیزم”

لپشو بوسیدم و گفتم:
“منکه میام شما رو نمیبینما خان داداش مشخص نیست مشغول کدوم دختری هستی!”

اروم خندید و گفت:
“بعد یادم بیار باهم صحبت کنیم به کمکت احتیاج دارم”

چشم بلند بالایی گفتم
همزمان صدای زنگ ایفون بلند شد

سپیده خواهرم که دوسالی از خودم کوچیکتر بود با شنیدن زنگ ایفون از اتاقش خارج شد
اونم مثل من یه پیراهن کوتاه مشکی پوشیده بود و با یه ارایش فراوان!

بیخیالش شدم و وارد اشپزخونه شدم و لیوان ابی خوردم
بذار همه بشینن بعد میرم احوالپرسی اینجوری خیلی بدم میاد همه هجوم ببریم جلوی در پیشوازشون!
با یاداوری شایان و لباسی که موقع رفتن بهم داده بود اب جست تو گلوم و به سرفه افتادم
اوه من یادم رفت لباسه رو بپوشم!

3.5/5 ( 127 بازدید )

0

Summary :

نظر شما در مورد رمان گناه شیرین چیه ؟

باکس دانلود
    اشتراک گذاری مطلب

    راهنما

    https://novelcafe.ir/wp-content/uploads/2018/10/@novel_cafe.gif

    • انجمن ناول کافه انجمن ناول کافهhttps://forum.novelcafe.ir/
    • تایپ رمان تایپ رمان در انجمن ناول کافهhttps://forum.novelcafe.ir/forums/%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86.17/
    • دانلود رمان دانلود رمانhttps://novelcafe.ir/
    • انشا انشا پایه راهنمایی و متوسطهhttps://cafenomre.ir/category/%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%a7/
    • نمونه سوالات نمونه سوالاتhttps://cafenomre.ir/category/%d9%86%d9%85%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa/
    • جواب سوالات درسهایی از قران جواب سوالات درسهایی از قرانhttps://cafenomre.ir/category/%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa/%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a7%d9%86/
    • کافه نمره سایت درسیhttps://cafenomre.ir
    • دانلود رمان دانلود رمانhttps://romancafe.ir/
    
    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
    به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید اینستاگرام ناول کافه